کنث رکسراث Kenneth Rexroth از شاعران کلیدی و مطرح «رنسانس سان فرانسیسکو» است. شعرهایش روان و ساده اند و شخصیت پردازی محکمی دارند. از بین شعرهایش دو تا را ترجمه کردم و باز عجولانه! اولی را انتخاب کردم چون لحن «بی پرواا»ی کمتری دارد و دومی را چون تحت تاثیر «هایکو»ی ژاپنی است. امیدوارم زیاد اشتباه نکرده باشم.
Married Blues
آواز بلوز برای متأهلین
I didn’t want it, you wanted it.
من نخواستم، تو خواستی.
Now you’ve got it you don’t like it.
حالا که به دست آوردی دیگه دوستش نداری.
You can’t get out of it now.
دیگه نمیشه ازش در بری.
Pork and beans, diapers to wash,
گوشت و لوبیا، کهنه های نشسته،
Too poor for the movies, too tired to love.
برای سینما رفتن فقیر، برای عشق بازی خسته
There’s nothing we can do.
کاری نمی شه کرد.
Hot stenographers on the subway.
منشی های خوشگل تو مترو.
The grocery boy’s got a big one.
شاگرد بقال چیزش بزرگه.
We can’t do anything about it.
دیگر کاری از ما ساخته نیست.
You’re only young once.
جوونی فقط یک باره.
You’ve got to go when your time comes.
وقتش که رسید باید رفت.
That’s how it is. Nobody can change it.
دنیا اینجوریه. کسی نتونسته عوضش کنه.
Guys in big cars whistle.
مردای ماشینای بزرگ سوت می زنن.
Freight trains moan in the night.
قطارهای باری تو شب ناله می کنن.
We can’t get away with it.
نمی تونیم از دستشون خلاص شیم.
That’s the way life is.
زندگی این جوریه.
Everybody’s in the same fix.
برای همه یه جوره.
It will never be any different.